از دیروز که بخش آخر از فصل سوم سریال «شهرزاد» پخش شده، فضای مجازی پر شده از اظهارنظرهای گوناگون صفر-و-صدی درباره این قسمت از سریال و به‌خصوص پایانش. عده‌ای این پایان را پسندیده‌اند و سازندگان سریال را تحسین کرده‌اند و عده‌ای دیگر به پایان سریال ایراد گرفته‌اند و انتقاد خود را با لحن‌های مختلف - از خیلی ملایم تا خیلی تند و حتی توهین‌آمیز در حد فخش‌های رکیک - نثار سازندگان سریال کردند. برخی از این ناراضیان، پایان مورد علاقه‌شان را هم اعلام و به تعبیری پیشنهاد کرده‌اند. معترضان به پایان سریال، در واقع دارند داستان مورد علاقه خودشان را با مواد و مصالح سازندگان سریال می‌سازند. از دوسه دهه پیش، دنیای نمایش در اندیشه اینتراکتیو کردن داستان‌ها بوده؛ چیزی شبیه بازی‌های کامپیوتری که سکان پیش‌برد داستان، تا حدی در دستان تماشاگر هم هست. گسترش اینترنت و تکنولوژی دیجیتال، امکان اینتراکتیو شدن فیلم و سریال را بیش از همیشه در اختیار دنیای سرگرمی کذاشته است. با توجه به واکنش‌های ضدونقیض درباره پایان سریال «شهرزاد»، می‌توان به سازندگان سریال، به عنوان یک تجربه، پیشنهاد کرد که چند پایانی را که حتما در نظر داشته‌اند و سرانجام یکی را اتنتخاب کرده‌اند، بسازند (حتی از پیشنهادهای مطرح‌شده در فضای مجازی استفاده کنند.) و نسخه تازه‌ای از قسمت پایانی سریال به بازار بدهند که حاوی چند پایان برای فرجام آدم‌های داستان باشد. این دنیای نمایش است و ربطی به واقعیت ندارد‌.‌ دنیای نمایش و روایت با همین تجربه‌های بازیگوشانه است که رشد می‌کند. «شهرزاد» و پایانش مرغ یک‌‌پا نیست!

comment