تئوری مدارهای ثروت و فقر ما در جهانی زندگی میکنیم چه دوست داشته باشیم و چه متنفر باشیم قانون جذب حاکم است و درست مانند منظومــــــه شمسی زندگی ما دارای بی نهایت مدار متعـــــدالمرکز است این موضوع را خیلـــی از افراد نمی دانند و باور ندارند که شرایط زندگی ما – میــــزان پول و ثروتی که داریم - افرادی را که با آنها سروکار داریم و موقعیت ها وایده هایی که در تمام مدت شب و روز به ذهن ما می آیند نتیجه بازگشت فرکانــــس هایی است که از مغز ما به کیهان ارسال شده است و ما را در مدار این افراد – شرایط – ثروت ها – ایده ها – پولها و موقعیت ها قرار داده است به همین جهت بیش از 96 درصد مردم جهـــــــان پول ندارند شاد نیستند و از زندگی لذت نمی برند. بر تک تک انسان ها واجب است که بدانند ساز و کار جهان هستی چگونه است و جهان چگونه کار می کند تا بتوانند کنترل کامل زندگی را در دست داشته باشند ، در حوزه مالی مثال مدارها را می آورم تا بهتر متوجه ساز و کار جهان هستی شویم . جهان بی نهایت مدار دارد که در هر مدار یک مقدار پول وجود دارد مثلا در مداری ماهیانه 1 میلیون تومان پول است و در مداری دیگر ماهیانه 100 میلیون ، در مداری دیگر 1 میلیارد پول وجود دارد و انسانها با توجه به عملکرد مغزشان که از ضمیر ناخودآگاه و خودآگاه دستور می گیرد به هر کدام یک از این مدارها دسترسی دارند بعضی از افراد هم هستند که باور و برنامه ریزی ضمیر ناخودآگــــاهشان به حدی بیمار است که در مــــدار بدهکاری قرار گرفته اند و هر ماه بدهکارتر می شوند بدون اینکه پولی بدست بیاورند و اصلا و ابدا این حاصل کار یا تقدیر خدا نیست چون گفتیم خداوند عادل مطلق است و آسمان ها و زمین را بر اساس عدل بنا کرده است و به هیچ انسانی ظلم نمی کند بلکه در راستای افتادن در مدار اشتباه شخص بدهــــکار و بدون درآمد می شود لذا وقتی شما در فرکــــــانس اشتباهی قرار بگیرید و در مدار ناخواسته هایتان باشید لاجرم بلا سرتان می آید و بدهــــــکار و بی پول خواهید شد و اصلا ربطی به تقدیر خدا ندارد. بنابراین کسی که در مدار یک میلیون تومان است تمام آن چیزی که در جهان می بیند همان یک میلیون تومان است و هر ایده – شرایط موقعیت و پیشنهادی به او بشود در حول آن یک میلیون تومان می چرخد و جالب است این فرد نمی تواند بیشتر و کمتر از یک میلیون درآمد کسب کند به دلیل اینکه هیچ دسترسی به منابع و اطلاعات سایر مدارهای دیگر ندارد مگر اینکه قادر باشد مدار فعلی خود را تغییر دهد که آن هم دقیقا با تغییر در باورها ( هماهنگی میان 2 ضمیر) صورت می گیرد.

comment