مرد کهنسال تنها با سگ وفادارش زندگی می‌کند تا اینکه زمان مرگ او فرا می‌رسد و به بیمارستان منتقل می‌شود سگ وفادار روزها در مقابل بیمارستان به امید دیدار پیرمرد می‌نشیند تا اینکه بوی صاحب پیر خود را از زن ویلچیر نشینی که از بیمارستان خارج می‌شود , استشمام می‌کند و با عشق و علاقه خود را به زن بیمار که به تازگی کبد پیوندی را از پیرمرد کهنسال گرفته است , میرساند.

comment